السيد محمد حسين الطهراني

293

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

[ روايت ابن قولويه در اينكه خدا به بهترين صورتى خود را به پيغمبر نشان مىدهد ] اشاره‌اى است در باب توحيد ذاتى ، و تجلّى حضرت احدى به صورت احدى از أفراد بشر كه عقيدهء مرا از مذهب حلول منزّه مىكند . 6 - و در آيات قرآن كريم بيان تجلّى حقّ به صورتى و يا تجلّى فرشته‌اى به صورت بشرى ، امرى منكر و ناآشنا نيست ؛ و من در اين ارائه مطلب ، از حكم قرآن و حكم سنّت تجاوز نكرده‌ام . در اينجا ابن فارض مدّعى است كه : اين نظريّه و قابليّت تمثّل و تصوّر حضرت حقّ ، به صورت بشرى ، در كتاب خدا و در سنّت رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم وارد شده است . أمّا در كتاب خدا مانند آيهء : وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ . « 1 » ( و اگر ما آن پيام‌آور فرستاده شده به سوى پيغمبر را فرشته‌اى قرار مىداديم ، هرآينه او را به صورت مردى قرار مىداديم ؛ و آنها را در اشتباه مىانداختم به آنچه را كه خودشان حقّ را به باطل اشتباه مىاندازند ) و اين آيه ، پس از آيه‌اى وارد شده است كه : در آن مشركين گفته‌اند : چرا پيام‌آورى از جنس فرشتگان بر محمّد فرودنمىآيد : وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ ، وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ . « 2 » ( و گفتند : چرا بر او فرشته‌اى نازل نمىشود ؟ و اگر ما فرشته‌اى را نازل كنيم ، أمر به پايان مىرسد ، و حكم ختم دنيا كرده مىشود ؛ و هيچ مهلت و انتظارى براى آنان در آن صورت نخواهد بود . ) و أمّا در سنّت از طريق عامّه وارد است كه : رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلم فرمود : رأيت ربّى فى صورة كذا « 3 » ( من پروردگارم را در فلان صورت ديدم . )

--> ( 1 و 2 ) - آيهء 8 و 9 ، از سورهء 6 : انعام . ( 3 ) شرح تائيّة مولى عبد الرزاق ، طبع سنگى ، ص 298 .